آیا پژوهشهای جدید دیاِنای، بهویژه یک تحقیق پیشرفته توالییابی کامل ژنوم در سال ۲۰۲۵ که در مجله «زیستشناسی جاری» منتشر شده، نشان میدهد که جمعیت سینهالی در سریلانکا پیوندهای ژنتیکی قوی با جمعیتهای جنوب هند دارند؟ اگر چنین باشد، آیا این به این معناست که از نظر نژادی، سینهالیها و تامیلها دارای منشأ ژنتیکی مشترک هستند و تنها تفاوت آنها در زبان است؟
بله، قطعاً! مورخان سینهالی برای آنکه خود را از تامیلهای سریلانکا متمایز نشان دهند، بر اساس کتاب «ماهاوامسا» و منابع دیگر، منشأ آریایی شمال هند را بهصورت انحصاری برای سینهالیها مطرح کرده بودند. اما شواهد ژنتیکی مدرن این یافتههای نادرست را تأیید نمیکند. در واقع، هیچ اشاره مشابهی در کتابهای تاریخ شمال هند به داستان ویجایا و ۷۰۰ همراهش که توسط پدرش تبعید شده باشند وجود ندارد. این داستان ساختگی بوده و توسط راهب «ماهاناما» برای اهداف خاص مذهبی ساخته شده است!
ما مدتهاست که مطرح میکنیم «ماهاوامسا» یک سند تاریخی نیست، بلکه اثری داستانی است که برای بزرگداشت آیین بودا نوشته شده است. هر فصل از این کتاب با عبارتی ثابت و تکراری به پایان میرسد که کل روایت تاریخی را در چارچوبی از ارادت بودایی قرار میدهد. عبارت پایانی این است:
«برای ایجاد شادی و برانگیختن احساس در مؤمنان نوشته شده است» (به زبان پالی: سوجاناپاسادا ساموگاتتایا کاته ماهاوامسه).
این عبارت که در پایان هر فصل تکرار میشود، نشان میدهد که این اثر برای برانگیختن ایمان، احساس و ارادت در خوانندگان بودایی نوشته شده است. «ماهاوامسا» برای ثبت شکلگیری و گسترش آیین بودا در جزیره نوشته شده و آن را بهعنوان «جزیرهی راستدین» معرفی میکند. این اثر که توسط راهب ماهاناما نوشته شده، تاریخ پادشاهان این جزیره را مستقیماً با حمایت و حفاظت از آیین بودا مرتبط میسازد. حتی ترتیب تاریخی پادشاهان نیز باید با شواهد مستقل تأیید شود و نباید مطالب «ماهاوامسا» را حقیقت مطلق دانست.
در زمان نگارش «ماهاوامسا»، هنوز زبان نوشتاری سینهالی شکل نگرفته بود، به همین دلیل این اثر به زبان پالی نوشته شد. زبان مردم در آن زمان تامیل بود. زبان «دوانامپیا تیسه»، «پاندوکابایا» و حتی «دوتوگمونو» نیز تامیل بود. «دوتو گمونو» یک بودایی تامیلزبان بود و «الارا» یک تامیل شیواپرست بود.
اما زبان آیین بودا در آن زمان پالی بود، بنابراین «ماهاوامسا» به زبان پالی نوشته شد.
گفته میشود زبان سینهالی در آن زمان بهصورت گفتاری وجود داشته، اما خط نوشتاری نداشته است. اگر چنین باشد، باید در منابع دیگر به وجود نژاد، زبان یا تمدن سینهالی اشاره شده باشد، اما چنین شواهدی وجود ندارد. نخستین نوشتههای سینهالی در «کتیبههای سیگیریا» در قرن هفتم میلادی ظاهر شدند. اولین کتاب دستور زبان سینهالی به نام «سیدات سانگارایا» تنها در قرن سیزدهم میلادی نوشته شد. حتی کتابهایی مانند «ماهاوامسا»، «چولاوامسا» یا «آتا کاتا» نیز هیچ اشارهای به نژاد یا تمدن سینهالی ندارند. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که برخی از نخبگان سینهالی، از جمله برخی مورخان، برای پنهان کردن نقش زبان تامیل و تامیلها در این جزیره، به تحریف تاریخ متوسل شدهاند. پروفسور سودارشان سِنهویراتنه گفته بود: «تاریخ نباید بر اساس احساسات نوشته شود.»
حتی در دهه ۱۹۴۰ نیز نفوذ تامیلها در منطقه آنوراداپورا قابل توجه بود. آقای ناداراجه بیش از ۱۷ سال رئیس شورای شهر آنوراداپورا بود. من در آن زمان کودک بودم و در شهر قدیم، در جادهای که به ایسورومونیا میرفت زندگی میکردم. در آن جاده، آرامگاه «الارا» قرار داشت. سینمای «سیتامپالام تاکیز» نیز در همان مسیر بود. چند خانواده کوزهگر از جنوب هند در آنجا زندگی میکردند و به ساخت ظروف مشغول بودند. کسبوکارهای موفقی مانند «چیپساید» و «میراندا و پسران» توسط مسیحیان تامیلزبان اداره میشدند.
همه اینها با ساخت شهر جدید تغییر کرد. معبد «کاتیریسان» هنوز وجود دارد، اما بسیاری از آثار تامیل و هندو از بین رفتهاند. شهر جدید، شهر قدیم را نادیده گرفت. حملات دورهای باعث کشته شدن، زخمی شدن و مهاجرت اجباری تامیلها شد.
ریشه تامیلهای شمال و شرق سریلانکا به بیش از ۱۰۰۰ سال پیش و جنوب هند بازمیگردد. اما چند نفر از سینهالیها میدانند که حدود ۴۰۰ سال پیش، برهمنهای تامیل از مادورای به سریلانکا آمدند، با زنان محلی ازدواج کردند و خود را سینهالی معرفی کردند؟ در مراسم تاجگذاری «دون خوان دارماپالا»، هیچ برهمن محلی برای اجرای مراسم وجود نداشت و از مادورای آورده شدند. سفر آنها بیش از شش ماه طول کشید. پس از مراسم، این برهمنها با زنان محلی ازدواج کردند و در منطقه آمبالانگودا تا بالا پیتیا ساکن شدند و زمینهایی برای کشت دارچین دریافت کردند. امروزه آنها خود را سینهالی اصیل میدانند، در حالی که نیاکانشان دیرتر از بسیاری از تامیلهای یافنا به این جزیره آمدهاند. بسیاری از آنها در شورشها به اشتباه تامیل شناخته شده و مورد حمله قرار گرفتند، حتی زمانی که فریاد میزدند «ماما سینهالا» (من سینهالی هستم). دکتر کولوین آر. دِ سیلوا نیز روزی در کتابخانه حقوق از ریشههای تامیلی خانوادهاش سخن گفت.
بر اساس درک من از تاریخ اولیه سریلانکا، مردم سراسر جزیره به زبان تامیل صحبت میکردند. حتی پس از ورود آیین بودا، تامیل زبان مشترک باقی ماند. تنها در قرن ششم و هفتم میلادی بود که زبان سینهالی شکل گرفت. این زبان ترکیبی از پالی، تامیل و دیگر گویشهای باستانی بود. بنابراین مردم یکی بودند، اما زبانشان متفاوت شد. ملت سریلانکا از نظر نژادی عمدتاً ریشه در جنوب هند دارد.
البته این احتمال نیز وجود دارد که اگر داستان «کوماری کندام» از نظر تاریخی تأیید شود، بسیاری از ما از بازماندگان آن سرزمین باشیم. واژه «ائلو» در آن داستان، منشأ واژه «هِلا» در سینهالی و «ایلام» در تامیل است. اما آن سرزمین نیز امتداد جنوب هند بوده که در دریا غرق شده است. پس باز هم ریشه ما به جنوب هند بازمیگردد.
بدون شک، از نظر نژادی، سینهالیها و تامیلها دارای منشأ مشترک هستند و تنها به دلیل تفاوت زبان از یکدیگر متمایز شدهاند. زمانی که من در دهه ۱۹۵۰ در کالج رویال کلمبو تحصیل میکردم، دانشآموزانی از گروههای مختلف مانند سینهالیهای مناطق مختلف، تامیلهای یافنا و باتیکالوا، مسلمانان، مالاییها، بورگرها و حتی چینیها در کنار هم بودند. ما مانند یک خانواده بودیم و زبان انگلیسی ما را متحد کرده بود. اما قانون «فقط سینهالی» در سال ۱۹۵۶ این وحدت را بهشدت برهم زد.
اکنون زمان آن رسیده که ما سریلانکاییها اشتراکات نژادی خود را درک کنیم و به سمت یک قانون اساسی متحد حرکت کنیم. چنین قانونی باید حق خودگردانی را برای تامیلهای شمال و شرق، مطابق ماده ۱ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل، به رسمیت بشناسد. همچنین باید حقوق سایر گروههای قومی را نیز در نظر بگیرد.
نویسنده: سی. وی. ویگنسواران - منبع : کلمبو تلگراف - تاریخ انتشار: ۷ آوریل ۲۰۲۶
تاریخ شمسی: ۱۸ فروردین ۱۴۰۵
منبع : https://www.colombotelegraph.com/index.php/do-the-sinhalese-the-tamils-have-a-common-origin/?tztc=1
نظر شما